آویناآوینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

بهار زندگی من

نمایشگاه کتاب 93

دوستان واقعی همیشه و هر کجا که باشند از کوچکترین فرصت ها برای تازه کردن دیدارها استفاده میکنند. روز جمعه من و آوینا در یک اقدام کاملا ناگهانی رفتیم نمایشگاه کتاب، و با یلدا و سروش (همسایه ی اهوازی مون) هم دیدار کردیم.     دخترکم حسابی خسته شد.   دستاوردهای نمایشگاه ...
13 ارديبهشت 1393

ثبت لحظات شیرین

آوینا بعد از اینکه غذاشو با اشتهای کامل خورد، رو به من با لحن شیرینی گفت: چه خوشَزه (خوشمزه) بوووووود!!!   پ.ن: همه ی مامان ها می دونن که شنیدن همچین جمله ای چقدر وصف نشدنی و دلنشینه.   ...
11 ارديبهشت 1393

کیف مامان و بابا دوز

این کیف چرمی رو من و شهرام، به عشق آوینای گل طراحی و اجرا کردیم.   بعدا نوشت: از دیروز همش دارم فکر میکنم، با توجه به طرح اولیه، این کیف یک چیزیش کمه انگار! ...
9 ارديبهشت 1393

لپ تاپ

امروز آوینا از پشت پنجره اتاق خواب، بیرون رو نگاه میکرد که یکدفعه گفت: "لپ تاپ تو ترا سه" خیلی کنجکاو شدم که بدونم داستان چیه؟؟   دیدید؟؟   پ.ن: چیزی که آوینا به عنوان لپ تاپ دیده، در واقع گاز سه شعله رومیزیه که احتمالا همسایه برای سرخ کردنی ها ازش استفاده میکنه. ...
28 فروردين 1393

این یکی رو نمی فهمم!!!

چند روز پیش آوینا ازم پرسید: مامان شادی تو لواشکی؟ فکر کردم منظورش اینه که، لواشک دوست داری؟ منم گفتم : مامان من لواشک نیستم . من لواشک دوست دارم. دیروز دوباره گفت: مامان شادی تو لواشکی؟ و امروز هم ......   پ.ن: از کلیه افرادی که تجربیات مشابه دارند عاجزانه درخواست کمک دارم.       ...
27 فروردين 1393