آویناآوینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

بهار زندگی من

فاز نقاشی

برای اینکه کشیدن چیزی برای آوینا کلیشه ای نشه، تا به حال براش نقاشی نکشیدم!  ولی   مدتها بود تو فکر آموزش غیر مستقیم نقاشی به آوینا بودم تا اینکه کتاب آموزش تفکر به کودکان رو مطالعه کردم و این کتاب راهگشای مسیری بود که آموزش نقاشی و خلاقیت رو با هم توام کنیم و به صورت یک بازی دربیاریم .       قدم اول:  اکثر شب ها آوینا دفتر نقاشی و مداد رنگی ها رو میاره و با هم کار می کنیم. روش کار هم خیلی ساده است. من یک خط یا یک شکل میکشم و از آوینا میخوام اونو کامل کنه. اونم بر اساس چیزی که توی ذهنشه یک چیزی میکشه. نتیجه بعضی وقت ها واقعا شگفت انگیزه ! چند تا عکس داشتم که متاسفانه از توی گوشیم پاک ...
2 آذر 1394

مهربانی ها

بعضی هدیه ها یک جور دیگرند! بوی مهربانی "خاصی" میدهند. وقتی نگاهشون میکنی انگار یک عالم انرژی و محبت از طرف اون شخص در وجود آدم سرازیر میشه. یک جوری هستن که میدونی و مطمئنی اون شخصی که بهت کادو داده از قلبش مایه گذاشته! همه هدیه ها خوبن. اما بعضی دیگر خاص ترند! قدر این مهربانی ها را  بیشتر باید دانست! این گلدان گل رو پدرم از هزار کیلومتر اون ورتر برای آوینا آورده. اون روز که گلدان به دست دیدمشون خیلی شرمنده وناراحت شدم که این همه به زحمت افتاده! ولی حالا از داشتنش خوشحالم! عجیب که توی هوای گرم و شرجی اهواز، هم سبز و باطراوت ماند و هم گل داد. آوینا هر روز با شوق و ذوق تمام بهشون آب میده و من هر روز به یاد...
19 آبان 1394

پیک نیک

آوینا عاشق پیک نیک رفتنه. طفلک انتظار زیادی هم نداره. بیرون رفتن با چند تا خوراکی ساده و یک زیر انداز و یک وسیله بازی واقعا خوشحالش میکنه. از اول هفته باهم  با هیجان در موردش صحبت کردیم و نقشه کشیدیم و لیست نوشتیم. همش توی دلم خدا خدا میکردم اتفاقی نیفته و ما به هر ترتیبی شده بتونیم بریم بیرون.     اول اینکه طبق معمول برنج های مونده ته بشقاب رو که حجم قابل توجهی هم بودن (من برنج های ته بشقاب رو توی یک نایلون میریزم و تو فریزر نگه داری میکنم) برای اردک ها بردیم.   به پیشنهاد آوینا یه جایی نزدیک رودخونه زیر انداز انداختیم و مشغول خوردن خوراکی ها شدیم.    این قسمت خیلی مهمه. چون از ن...
18 آبان 1394

صندلی ماشین

از حدود 6-7 ماهگی آوینا، عزمممان را جزم کردیم که به هر ترتیبی شده، آوینا توی صندلی مخصوص خودش  تو ماشین بشینه! اولین روزهای توی صندلی نشستنش طبیعتا با گریه و زاری و مقاومت روبرو بود که به هر حال با مقاومت و بی تفاوتی ما بعد از مدتی به یک روند عادی تری تبدیل شد.    چند روز پیش برای تشویق و قدردانی از آوینا، یک ماشین پلیس خریدیم و یکبار که برای خرید رفته بودیم، شهرام از ماشین پیاده شد و از یکی از پلیس های سر چهار راه خواهش کرد ماشین پلیس رو از طرف خودشون  و به عنوان جایزه به آوینا بدن. هفته گذشته هم یک صندلی جدید براش خریدیم. چون صندلی قبلی دیگه براش کوچک شده بود! ...
17 آبان 1394

باغ وحش ارم

مدتها بود که به آوینا قول داده بودم ببرمش باغ وحش و این فرصت بالاخره پیش اومد!   البته بازدید از باغ وحش برای خود ماهم جالب بود.           ...
17 آبان 1394

پاییز و بیماری های ویروسی

قبلا ها... در واقع خیلی قبلا ها، از شهریور انتظار پاییز رو میکشیدم. پاییز و اون خنکی دلچسبش و برگ های هزار رنگ و خش خش و خلاصه عاشق پاییز بودم. اینجا تو اهواز از پاییز خبری نیست که هیچی، وقتی مهر میاد دست به دعا هستیم، ویروس ها دخترکمان را کمتر آزار بدن. از سرماخوردگی اول مهر که بگذریم، مدتیه ویروس ت. اس. اس. ش  (تب ، اسهال، و استفراغ و شکم درد)  (این اسم رو خودم روش گذاشتم)  شایع شده و آوینا هم دو سه روزی باهاش درگیر بود. خدا رو شکر دخترم قوی بود و ردش کرد.   ...
27 مهر 1394

زنگ کاردستی

ماهیگیری با فوم های رنگی ماهی درست کردم (دوتا از ماهی ها رو آوینا برش زد) و یک گیره فلزی بهشون وصل کردم. سر قلاب ماهیگیری هم یک آهنربا گذاشتم. یک دونه از تشک های مبل هم وسط خونه گذاشتیم و مثلا وسط آبها بودیم. آوینا ماهی گرفت و بعد هم همونجا کبابش کردیم و خوردیم.   یک بازی که جدیدا انجام میدیم، بازی کامل کردن شکل بر اساس تخیل آوینا هست. مثلا من یک خط یا منحنی میکشم و از آوینا میخوام کاملش کنه. خیلی هیجان انگیز و جالبه. و خیلی به تخیل و تصورات بچه ها کمک میکنه! من یک بیضی رسم کردم و آوینا کاملش کرد. آوینا گفت این یه تخم مرغ هست که ازش کروکودایل بیرون میاد و باید به سمت فلش حرکت کنه.   &n...
27 مهر 1394