اولین عشق آوینا
بعد از مسافرت چندین روزه، و به محض ورود به خانه، آوینا پرسید: پَنگو (پنگوئن) کو؟ بعد هم رفت توی اتاق و پنگو رو آورد و گفت: دوسِش دارم...... بعد از ماچ و بغل و این حرفا، یک جعبه دستمال کاغذی آورد و جلوی پنگو گذاشت و گفت: بُخور......... بازم بیارم؟؟؟ من: پنگو: ...









