آویناآوینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

بهار زندگی من

سفرنامه شیراز- روز سوم - نقش رستم

نقش رستم یکی از مهمترین و زیباترین آثار باستانی سرزمین همیشه جاوید پارس می باشد که آثار مهمی را از دوران عیلامی، هخامنشی و ساسانی در خود جای داده است.   این فضای خالی بزرگ حجاری نشده ای که به چشم می خورد شاید به منظور حجاری حوادث تاریخی اواخر دوران ساسانی تهیه گردیده بوده، اما فرصت اتمام آن به دست نیامده است.    تاجگذاری نرسی (294-304 میلادی) نرسی پسر شاپور اول و فرمانروای ارمنستان در سال 294 میلادی بر بهرام سوم پسر بهرام دوم و نوه بهرام اول (یعنی پسر برادرزاده خود) شورید و تاج و تخت ایران را به دست آورد. این نقش صخره ای بسیار مشهور، تاجگذاری نرسی را نشان می دهد.   ...
6 اسفند 1392

سفرنامه شیراز- روز سوم - پاسارگاد

بدون شک دیدار از مجموعه پاسارگاد و تخت جمشید جزء زیباترین و با افتخارترین لحظات زندگیم است. امیدوارم باز هم فرصتی پیش بیاد تا بتونم دوباره این احساس ناب رو تجربه کنم. متاسفانه چون شارژ دوربین در حال تمام شدن بود نتونستم از تمام مجموعه ی پاسارگاد عکس بگیرم.   مهمترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد آرامگاه کوروش بزرگ است که در حدود 25 قرن پیش از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده است. قطعات سنگ ها را با بست های آهنی دم چلچله ای ( خاص هنر هخامنشی ) وصل كرده اند و از هيچ گونه ملاتی جهت اتصال سنگ ها به هم استفاده نكرده اند. سنگ‌ها که از معدنی در شمال خاوری سیوند بدست آمده، در قطعات بسیار بزرگ که گاه وزن هر کدام آنها به ...
5 اسفند 1392

سفر نامه شیراز. روز دوم. حافظیه

یک شعر خاطره انگیز بین من و حافظ   شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان  که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت  گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود  بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز  تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری  شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد  گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل  مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان با صبا در چمن لاله ، سحر می گفتم  که ش...
5 اسفند 1392

سفر نامه شیراز. روز دوم. سعدیه

هر که دلارام دید ، از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص ، هر که در این دام رفت یاد تو می رفت و ما ، عاشق و بی دل بُدیم پرده برانداختی ، کار به اتمام رفت ماه نتابد به روز ، چیست که در خانه تافت ؟ سرو نروید به بام ، کیست که بر بام رفت مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق خرمن خاصان بسوخت ، خانگه عام رفت عارف مجموع را در پس دیوار صبر طاقت صبرش نبود ، ننگ شد و نام رفت گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست ، باقی ایام رفت هر که هوایی نپخت ، یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان ، چون برود خام رفت ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت همت س...
5 اسفند 1392

سفرنامه شیراز- روز دوم. ارگ کریمخان

ارگ کریم خان در مرکز شهر شیراز قرار دارد. این ارگ در دوره سلطنت سلسله زندیه ساخته شده‌است و پس از اینکه کریم خان زند شیراز را به عنوان پایتخت خود و این مکان را به‌عنوان مکان زندگی خود انتخاب نمود به ارگ کریمخان معروف شد.   فضای داخلی ارگ کریمخان       در ابتدا که وارد ارگ شدیم، آوینا خیلی خوشحال شد چون با دیدن درخت ها فکر کرد آوردیمش پارک. اولش دنبال سرسره و تاب میگشت بعدش که دید از تاب و سرسره خبری نیست افتاد دنبال گربه ها و ما هم به دنبالش.  منم مثل شما تازه دارم ارگ رو می بینم. اینم خود وروجکش     ...
5 اسفند 1392

سفرنامه شیراز -روز اول

ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدیم و بعد از جمع و جور کردن، اهواز رو به مقصد شیراز ترک کردیم.   دخملی تقریبا تا ساعت 10 خواب بود.         همین جوری خوش و خرم می گازوندیم و می رفتیم و هوا هم اینجوری بود. به همین لطافت.   تقریبا از 70 کیلومتری شیراز ییهو هوا اینجوری شد.    البته از قبل هواشناسی رو چک کرده بودیم و می دونستیم روز اول و دوم ممکنه هوا بارونی باشه ولی اصلا انتظار برف رو نداشتیم. ساعت 2 رسیدیم شیراز و بعد از تحویل گرفتن اتاقمون در هتل شیراز و صرف ناهار، در هوای بارونی برای عرض ارادت به حافظ شیرازی راهی حافظیه شدیم.    جاتو...
5 اسفند 1392

چی بگم از دست این فسقلی.

چند وقتی هست که آوینا هم به جمع شکلات خوران پیوسته. دیروز داشتم بهش میگفتم اگه زیاد شکلات بخوری، دندونت خراب میشه و.... . وقتی دیدم خیلی جدی داره به حرفهام گوش میده، رفتم بالای منبر و براش مثال زدم و گفتم ببین باباجی (باباجونی) چون زیاد شکلات و شیرینی خورده، دندوناش خراب شدن (دروغ هم نگفتم. بابای من خیلی شکلات و شیرینی میخوره و همه  ی دندوناش  مشکل دارن).   امروز دوباره درگیر شکلات خوردن آوینا بودیم که شهرام پرسید: بابا جون اگه یک بچه شکلات زیاد بخوره چی میشه؟   آوینا: دندون .....باباجیش .......خراب ........میشه!   پ.ن: حدود دو هفته ای هست که ارتباطات کلامی آوینا خیلی پیشرفت کرده و بخصوص نطقش ...
4 اسفند 1392