آویناآوینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

بهار زندگی من

جیغ و دست و هورا به افتخار خودمون

بالاخره بعد از یک و سال و اندی تلاش و پیگیری و خون دل خوردن، بالاخره موفق شدیم زمینه آشتی آوینا و آقا گاوه رو فراهم کنیم. الان مدتیه که پنیر  و گوشت گاو هم علاوه بر ماست به جیره غذاییش اضافه شده و مشکلی نداشته. امشب هم برای اولین بار بستنی گاو میش خورد و فعلا واکنشی نداشته. خدا رو شکر .   آوینا در حال بوس و بغل با آقا گاوه.   این لینک برای دوستانی که داستان آلرژی آوینا رو نمی دونن. http://avina1391.niniweblog.com/post5.php ...
4 شهريور 1392

سفر کرمانشاه- عسل

آوینا خیلی راحت وارد جو زندگی زهرا اینا شد و خیلی زود با محیط و آدمها انس گرفت و خوشبختانه توی مدت اقامتون خوشحال و راضی به نظر می رسید. البته کوچکتر از اونی بود که بتونه با عسل بازی کنه ولی اختلافاتشون با صبوری عسل، و ماچ و بغل کردن های وقت و بی وقت آوینا حل و فصل میشد. ماهک دختر 4 ساله زهرا که عسل صداش میکنن، دختر فوق العاده و با استعدادیه. من خیلی از نقاشی هاش خوشم اومد و بهش قول دادم که توی وبلاگ آوینا بزارم.   سمت راست نقاشی معلمشه.   سمت چپ نقاشی معلمشه.   سمت راست نقاشی معلمشه.   بالایی نقاشی معلمشه. ...
3 شهريور 1392

سفر کرمانشاه- سوتی مامان شادی

سفر ما به کرمانشاه تقریبا سه شنبه شب قطعی شد و ما چهارشنبه بعد از صرف ناهار حرکت کردیم. خوش و خرم گازوندیم تا خرم آباد. خرم آباد توقف کردیم تا هم پوشک آوینا رو عوض کنیم و هم شیر بهش بدیم. من پوشک آوینا رو عوض کردم و شهرام رفت سراغ شیر. بعد یهو شهرام با حالت شوک زده گفت: شادی ، من گفتم بله شهرام. دوباره شهرام گفت: شادی. دوباره من گفتم بله شهرام. وقتی شهرام یک کم از شوک در آمد گفت: شادی شیشه شیرها؟؟؟؟!!!!   شیشه های شیر آوینا رو نبرده بودم. خلاصه اینکه ما یک ساعت و نیم توی خرم آباد گشتیم تا در نهایت شیشه شیر "ناک" پیدا کردیم.   ...
2 شهريور 1392

سفر کرمانشاه

برای زهرا گاهی آدمهایی پیدا می شوند که به آبی آسمان شکوه و جلوه ی بیشتری می دهند و طراوت گلها را در چشمان ما می افزایند. آنها مدتی در لحظه های زندگی ما توقف می کنند، جای پای آنها در روی قلب ما باقی می ماند و ما دیگر هرگز آن آدم قبلی نخواهیم بود. دکتر الهه طباطبایی برای دیدن دوست خوب و عزیزم آمدیم کرمانشاه. سر فرصت مناسب میام تعریف می کنم.   ...
1 شهريور 1392

کلمات جدید

مامایی : ماهی بِدده: در معانی مختلف بده، بگیر، بیا به کار می رود. بَف: رفت زززززززززززز(همراه با حرکت انگشت اشاره روی صورت): صدای ریش تراش شهرام تَبوم: تموم ناااااا (همراه با حرکت سر به عقب): نَه ...
28 مرداد 1392

عاقبت جواب سر بالا

من: آوینا جونم تا حالا بهت گفته بودم خیلی بامزه ای؟ آوینا : ناااا (نَه) من: خیلی بامزه ای عزیز دلم. .................. عصر همان روز من: آوینا گلی تا حالا بهت گفته بودم خیلی بامزه ای ؟؟ آوینا : نااااا (نَه) من: خیلی بامزه ای عزیز دلم. ................................ شب من: آوینا ی جیگر مامان تا حالا بهت گفته بودم خیلی بامزه ای؟؟ آوینا: ناااااا (نَه) من: حتما لازم ندونستم که بگم. ...
28 مرداد 1392

سُرسُره بازی

مشغول انجام کاری بودم و لازم بود آوینا رو بپیچونمش. برای همین با یک تکه چوب براش یک سطح شیب دار درست کردم که با سر دادن این گربه سرگرم بشه. ↓   آوینا در کمال سخاوت یکی دوبار به گربه اجازه داد سر بخوره، ولی بعدش  قضیه اینجوری شد که آوینا سُر میخورد و گربه یک گوشه ایستاده بود و هاج و واج نگاه میکرد.       ابتکار عملت تو حلقم!!!! ...
28 مرداد 1392