آویناآوینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

بهار زندگی من

تنگه براق

تنگ زیبای براق در نزدیکی سد اقلید می باشد که در 200 کیلومتری شیراز و در جاده اقلید به یاسوج قرار دارد. تمام جاهایی که توی این سفر چند روزه دیدیم زیبا و منحصر به فرد بودند ولی به نظر من تنگه براق، یکجورایی زیبایی جادویی  داشت.    بعد از پیاده روی در یک مسیر تماما سبز و زیبا، به یک صخره بلند و سبزی رسیدیم که داخلش غار بود و از تمام قسمتهاش آب سرازیر بود.   اینجا از آبی که از سقف غار می چکید خوردیم. با کلی خنده و توام با خیس شدن   ابتدای مسیر ، یک دریاچه کوچک بود که توقفگاهی برای طبیعت گردان ایجاد کرده بودند. همونجا برای ناهار موندیم. این مار کوچولو ...
10 خرداد 1395

آبشار مارگون

 آبشار مارگون از بزرگ‌ترین و با شکوه‌ترین آبشارهای ایران است . این آبشار در استان فارس و در کنار روستای مارگون قرار دارد. به دلیل کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعی بالای 2200 متر آب و هوائی سرد دارد و  در مواقعی از زمستان در این آبشار قندیل هائی از یخ تشکیل می شود. مسیر پیاده روی برای رسیدن به آبشار      من و آوینا تا جاییکه می تونستیم به آبشار نزدیک شدیم و خیس شدیم و بازی کردیم و جیغ زدیم. به گفته شهرام و چندتا از توریست ها که خیلی سال پیش  به آبشار مارگون اومده بودن، حجم فعلی  آب در مقایسه با قبل بسیار کم شده بود.   ...
10 خرداد 1395

آبشار یاسوج

یکی از جاذبه های اصلی شهر یاسوج، آبشار یاسوج هست که در 2 کیلومتری از مرکز شهر واقع شده و 10 متر ارتفاع داره. آب این آبشار که به معنای واقعی یخ بود و بیشتر از چند ثانیه نمیتونستیم دست و پاهامون رو تو آب نگه داریم. با اینحال اینجا هم کلی آب بازی کردیم. مسیر رفت و برگشت به آبشار هم پارک جنگلی زیبایی بود که سراسر لطافت و سبزی بود.      تو این برنامه یک اتفاق خنده دار افتاد.  موقع برگشتن از آبشار،آوینا روی صندلی عقب کاملا دراز کشید و خوابش برد. از قضا شهرام یک سطل ماست که از شب قبل مونده بود، پشت صندلی خودش گذاشته بود تا برای ناهار خنک بمونه . چشمتون روز بد نبینه وقتی برای ناه...
10 خرداد 1395

چشمه بلقیس

صبح روز دوشنبه ، اهواز رو به مقصد"چشمه بلقیس" ترک کردیم. این باغ زیبا که یکی از جاذبه های گردشگری  استان کهگیلویه و بویراحمد، به شمارمیرود در ۴ کیلومتری جنوب شهر  چرام  در مسیر جاده چرام-گچساران واقع شده است. این   باغ در اواخر دوره  ساسانی  و اوایل  دوره اسلامی  احداث شده‌است. باغ فعلی چشمه بلقیس، در اوایل  دوره پهلوی  احداث شده‌است و به  جهت اینکه بلقیس در اساطیر ایرانی نماد زیبایی بود برای این باغ نام بلقیس انتخاب شد که بعدا به نام چشمه بلقیس معروف شد.     توقف چند ساعته ای برای ناهار و استراحت داشتیم. آوینا هم تو ا...
10 خرداد 1395

روز اول سفر طبیعت گردی

این بار تصمیم گرفتیم طی یک سفر 5-6 روزه ، از جاذبه های طبیعی استان کهگیلویه و بویر احمد و فارس دیدن کنیم.  از چند روز قبل مکانهای دیدنی و مسیر ها رو مشخص کردیم و وسایل مورد نیازمون رو جمع و جور کردیم تا صبح زود (دوشنبه) حرکت کنیم. اما شب قبل از سفر، آوینا تب کرد و تا صبح مشغول پاشویه و پایین آوردن تبش بودیم . صبح بردیمش دکتر و دارو و این داستانا.....   ادامه دارد......   ...
28 ارديبهشت 1395

نمایشگاه کتاب 95

تقریبا هر دو ماه یکبار ، ذخیره کتابمون تموم میشه و ما راهی کتابفروشی میشیم و کتاب جدید می خریم.کتابهای جدید دور از چشم و دسترس آوینا نگهداری میشه و هر هفته 1-2 کتاب جدید بهش میدم. همچنین کتاب عضو ثابت هدیه ها هم هست. کتاب خوندن قبل از خواب ظهر، برنامه ثابت همیشگی ماست و تقریبا توی این سالها هیچ وقفه ای نداشته. خیلی دوست داشتم زمان برگزاری نمایشگاه کتاب، تهران باشم ولی متاسفانه نشد! وقتی دایی محسن همیشه مهربون پیشنهاد داد که میتونه به جای ما خرید کنه، با ذوق و شوق فراوان لیست تهیه کردم و براش فرستادم و دایی هم زحمت کشید و برامون تهیه کرد.      ...
26 ارديبهشت 1395

اولین عشق

بی مقدمه برم سر اصل مطلب. ایشون آقا طاها، دامادم هستن والا از حرف های آوینا تا حدی متوجه شده بودم که از دوستان صمیمیش هست و باهم بازی میکنند... اما خبر ازدواجشون را دیروز شنیدم.   ...
18 ارديبهشت 1395

دره انار

آخر هفته ای که گذشت ، من تو خونه موندم تا به درس و مشقم برسم و آوینا و پدرش عازم یک ماجراجویی جدید (دره انار)  شدند.     پ.ن: "دره انار" از مناطق زیبا و بکر شهرستان دزفول و شمال شهر گتوند است.     گزارشات واصله حاکی از آن است که آوینا خانم ، مسیر کوتاهی رو به آب بازی و شنا و شالاپ شلوپ گذرونده و بقیه مدت تا ظهر خواب تشریف داشته ( چون شب قبل دیر خوابیده و صبح زود بیدار شده بود). ...
18 ارديبهشت 1395

قورباغه خانگی .....

از سفر کوشک، یک نوزاد قورباغه با خودمون اوردیم تا آوینا با مراحل دگردیسی قورباغه آشنا بشه. البته قبلا در این مورد با هم کتاب خونده بودیم ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟ زمانی که از برکه گرفتیمش این شکلی بود.   دو سه روز بعد. ( دست و پاها کاملا مشهوده) بعدش به خاطر آنژیو گرافی مامانم راهی تهران شدیم و به شهرام گفتیم جون تو و جون قورباغه  و از اونجا گزارش لحظه به لحظه و عکس و فیلم میدیدیم. تا اینکه روز جمعه، شهرام وقتی به خونه میاد میبینه که قورباغه تو آب نیست  و خلاصه کف آشپزخونه مشغول پریدن و جهش میبیندش. دست و پاها از بزرگ تر شدن و دمش کاملا محو شده. برامون جای سوال بود که دمش چی شده؟؟؟ ...
13 ارديبهشت 1395