بهار زندگی من

سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه می بخشد، به آن محراب پاکش، آرزو کردم برایت خوب دیدن، خوب ماندن را

مهاجرت به تهران

بالاخره برای 7 سال و اندی زندگی در اهواز، شرایطی فراهم شد که دوباره برگردیم تهران. حدود 23 شهریور اسباب کشی کردیم و متاسفانه توی اون تاریخ خانواده پریا جون مسافرت بودن و نشد درست و حسابی خداحافظی کنیم.  آوینا چند تا کتاب به عنوان یادگاری برای پریا جون خرید و یک نقاشی هم از بهترین روزی که در کنار هم بودند، کشید.  " اولین باری که با هم آب بازی کردن"   یکی از اتفاقات بامزه روز اسباب کشی اتاق آوینا توی اون خونمون، مورچه داشت و چون من با این موجودات مشکلی نداشتم، هیچ وقت باهاشون مبارزه جدی نکردیم. و در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشتیم. ولی این اواخر یک کم پا رو فراتر گذاشته بودند و گاهی میر...
23 شهريور 1396

زنگ کاردستی- نقاشی و بازی

در ادامه کاردستی های که گروهی انجام میدیم. ساخت این کیف نمدی "دونات" رو برای بچه ها در نظر گرفتم. حسنش اینه که نیازی به دوخت نداره و بچه ها میتونن در تمام مراحلش شریک باشن.  مورد استفاده اش هم برای کش مو و گیره و ... در سفر میتونه باشه!   یک روز خوب دیگه و آب بازی در تراس با پریا جون!   نقاشی در حمام. برام جالب بود که آوینا از ترکیب رنگ در نقاشی هاش استفاده میکنه!   بعد از اون روزی که آوینا آماده کردن صبحانه رو تجربه کرد. روزهای بعد هم سعی کرد به نوعی مشارکت داشته باشه.مثلا یه روز یک چک لیست تصویری برای خودش درست کرده بود و هر چیزی که میاورد سر میز، تیک میزد. (عسل، نان...
16 شهريور 1396
1