بهار زندگی من

سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه می بخشد، به آن محراب پاکش، آرزو کردم برایت خوب دیدن، خوب ماندن را

پیشنهادی جدید!!!!!!!

اعتراف میکنم، اگه یک بار دیگه آوینا از دوباره متولد بشه، تمام این کارهایی که تا حالا براش انجام دادم رو مجددا انجام میدم به جز اینکه هرگز براش قصه شنگول و منگول رو تعریف نمی کنم. علیرغم تلاشهایی که با قصه گویی و کتابخوانی برای از بین بردن ترسش از آقا گرگه انجام دادم... ولی متوجه شدم یک هیولای بزرگی به اسم آقا گرگه تو ذهنش هست و هر روز هم ابعاد تازه تری پیدا میکنه!!! شهرام دیروز به این نتیجه رسید که ممکنه تمام اینها نتیجه تصویر سازی باشه که خودش انجام داده ... بنابراین دیشب عکس چند تا گرگ رو بهش نشون داد!     امروز صبح... من و آوینا تو ماشین... بی مقدمه آوینا: مامان میشه من یک گرگ خانگی د...
24 شهريور 1394

ماهنامه نبات کوچولو

چند وقت پیش یکی از دوستان خواسته بود راجع به مجله نبات کوچولو و محتواش یک پست بزارم. اول از همه بگم، این پست تبلیغی و حتی توصیه ای هم نیست!!! فقط و فقط جنبه اطلاع رسانی دارد و هر مادری باید بر اساس علاقه و روحیات فرزندش تصمیم بگیره! این ماهنامه ویژه کودکان 3-6 سال است و ما از 2/5 سالگی آوینا اونو دنبال می کنیم. بخش مربوط به شعر و قصه  بعضی از بخش ها روی واقعیت افزوده لینک هستن و میشه با استفاده از موبایل، صدای گوینده را برای بچه ها پخش کرد. آوینا وقتی کوچتر بود به این بخش بیشتر علاقه داشت و گاهی شعرهاشو حفظ میکرد.   بخش مربوط به آشنایی با حیوانات هر ماه یک حیوان جدید معرفی میکنه و راجع به محل...
14 شهريور 1394

ذوق زدگی

چند شب پیش یکی از دوستان خانوادگی مون مهمان ما بودن. بعد از شام، موقعی که داشتم دسر رو آماده میکردم، متوجه شدیم تولد شایان پسر بزرگشون هست. ما هم خیلی سریع چند تا شمع و فشفشه روی دسر گذاشتیم و سریع یک هدیه ای که از قبل تو خونه داشتیم رو کادو پیچ کردیم و بساط دسر خوری رو به جشن تولد کوچولو تبدیل کردیم.    همه ی اینا به کنار........ قیافه ی آوینا و ذوق و خوشحالیش توی این عکس واقعا برام لذت بخشه!   ...
5 شهريور 1394

برنامه های جانبی

نمایش عروسکی هفته پیش یه نمایش عروسکی با موضوع خودباوری و افزایش اعتماد به نفس در بچه ها به همراه یک کارگاه آموزش عملی برای والدین برگزار شد که من و آوینا هم تونستیم با هم بریم. البته این دومین تجربه دیدن نمایش عروسکی برای آوینا بود. اولین بار با مهد کودک رفته بود. نمایش برای آوینا خیلی جالب بود و منم از بودن در کنار دخملی لذت بردم.     بازدید از آتش نشانی چند روزی بود که آوینا ازم در مورد آتش نشانی سوال میکرد و دوست داشت از نزدیک ببینه. این شد که من و آوینا دیروز همین طوری یهویی رفتیم پایگاه آتش نشانی و ماشین ها رو دیدیم و در مورد لباس آتش نشانی و ... صحبت کردیم. متاسفانه آقایون آتش نشان تازه از مام...
2 شهريور 1394
1